خرید بک لینک
یه ۱۷ سالی از دوران دانشگاه رفتن ما میگذره.یه اتاق ۵ نفره و ۴ تا دوستی ک هنوز باهم رابطه دوستیمون و داریم.زن گرفتن . بچه دار شدن . تازه یکیشون تجدید فراش کرد و یکی دیگه باز هم تجدید فراش کرد اما نه مثل اون یکی.همسرش که از هم محله ای هاشون بود و خیلی خوب بودُ ، بعد از ۱۲ سال زندگی و ۴ تا فرزند دچار بیماری سرطان خون شد و متاسفانه فوت کرد.امروز دوستم به همراه همسر دومش تنها از کرمان امدن زیارت و مهمان منزل ما هستند.جالب اینکه اون یکی دوستم که ایشونم تجدید فراش کرده البته به خاطر عدم تفاهمی که داشت ، از کرج امده مشهد و قرارگذاشتیم دیداری داشته باشیمچیه این دنیا

برچسب: نویسنده: الینا کاظمیان تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 17:09

امسال با مصادفت هایی که در همین ماه فروردین داشتیم برای من و احتمالا خیلی از دوستان دیگه به نوع سالگردپنداری یا خاطره بازی و یه همچین چیزایی رو زنده کرد . اینکه قسمت زیادی از اول سال به تعطیلی رسمی و ماه رمضان و جو حاکم به محیط و خلاصه مخلفاتش گذشت و از روز شنبه علی رغم اون مثل قدیمی که از شنبه شروع میکنم و هیچ وقت هم نمیکرد . اتفاقا شروع شد ما بعد از یک ماه نخور و نخوابی که گذراندیم دیروز به اتفاق اق جواد رفتیم باشگاه و روال ورزش و نرمش استارت زدیم . تقریبا ابان ماه سال 80 بود که ما از خدمت امده بودیم .. اون زمان من و دایی کوچیکه و مهدی دوستم با همراه شوهر عمه کوچیکه علی اقا ، صبح های جمعه به اتفاق همکاران اداره علی اقا یه جمعی و درست کردیم که تقریبا هرهفته میرفتیم گل کوچیک میزدیم . این که میگم گل کوچیک یعنی گل کوچیکااااا . اونهم کجا ؟ جلو محوطه راه اهن مشهد که یکی از زمین گل کوچیکای اسمی مشهد بود . خلاصه سرت درد نیارم که از اون تاریخ تا همین سه چار ماه پیش نشد که هفته ای روز و من سالن نرم فوتبال و بازی نکنم .تا اینکه زد و مصدومیت زانو گریبان گیرشد و دچار پارگی شدید رباط و مینیسک داخلی و فک و فامیلش شدم . این شد که ورزش و در بخش دیگه ای شروع کردیم . تناسب اندام و این جدیداا که بهش میگن فیتنس بعد یک ماه رفتیم و گرم کردیم و حسابی خندیدیم با استاد و برو بچ دیگه ... هشتک مرد ورزش ازادی + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 11:15 توسط hamed  | 

برچسب: نویسنده: الینا کاظمیان تاريخ: سه شنبه 28 فروردين 1403 ساعت: 17:09

صفحه بندی